آرشیو در زمان May, 2008


کوچولو موچولو های مزرعه ی ما!

Friday, May 9th, 2008

تا الان شاید بیشتر مطالب “باغ کوچک من” پیرامون گل و گیاه و نحوه ی رشد و پرورش آنها بود. اما این دلیل نمیشه نشه از چیز های دیگری هم نوشت. در هر صورت هیچ مزرعه ای نیست که فقط به پرورش گیاه بپردازه و هیچ جونوری توش پیدا نشه! مزرعه ی کوچیک ما هم از این قاعده مستثنی نیست. تو این پست قراره با هم و البته با حضور چند نوع جک و جونور، کلی حال کنیم!

فصل بهاره و مطابق معمول فصل بیرون اومدن جوجه ها از تخم! جوجه اردک، جوجه غاز، جوجه مرغ، جوجه بقلمون و خلاصه هر نوع جوجه ای که فکرشو کنین همین موقع هاست که سر از تخم بیرون میاره. جوجه های خونه ی ما هم چند مدتی میشه که دنیا اومدن! اینایی که میبینین جوجه غاز هستند! کوچولو موچولو! این جوجه ها اکثرن تو بچگی زرد رنگ هستند. اما اگه کمی دقت کنید میبینین بعضی هاشون یه رگه های از رنگ سیاه هم دارن. اونایی که خالص زرد هستند وقتی بزرگ شدن میشن یه غاز سفید نانازی که دل همه رو میبرن! اونایی که یه رگه های سیاه هم دارن میشن سیاه و سفید!

تو این عکس طفلکی ها بعد از گردش روزانشون! تشنه ی تشنه شدن و همگی در انتظار نوشیدن جرعه ای آب هستن! چون جوجه ها به آب خیلی حساسن و کافیه یه خورده خیس بشن که بمیرن! واسه همین تو یه ظرف بزرگ آب میریزیم که یه وقت خدایی نکرده برنگرده و نریزه روشون! واسه همینم هست که بعضیاشون قدشون نمیرسه که آب بخورن و مجبورن پاهاشونو بلند کنن!! خصوصیت مشترک همه ی این جوجه ها اینه که وقتی دستتو ببری نزدیکشون شروع میکنن نوک زدن و حس خیلی خوبی بهتون القا میشه! بعضی وقتام ممکنه احساستتون بزنه بالا و شروع کنید کلشونو نوازش کردن!!

این 3 تا عکس هم متعلق به دو جونور به نام های جوجه اردک و جوجه مرغه! با جوجه مرغ که اکثرن آشنایی کامل دارن و میرسیم به جوجه اردک. این نوع حیوون از همون بچگی دارای یک نوع ناز و عشوه ی مخصوص است که دل همه رو میبره! تکون دادن باسن هنگام حرکت، خصلتی هستش که از بچگی تا هنگام مرگ همراه این حیوونه!! شایدم به همین دلیل باشه که داغی این موجودات در هنگام نزدیکی خیلی خیلی بیشتر از حیوونات اهلی دیگه هستش!! خداییش اگه یه روز از صبح تا شب دقت کنین، اگه تمام حیوونای دیگه یه بار، نهایتن دو بار عمل نزدیکی رو انجام بدن اینا بالغ بر 10 بار چنین کاری رو می کنن!!! تازه کاش فقط با هم از این کارا می کردن!! خروسا و غازا هم در روز حسابی دلی از عذا در میارن!!! خلاصه گفتم واقعیت ها رو بگم!

اگه بخوایم تخم این حیوونا رو با هم مقایسه کنیم از همه بزرگتر تخم غاز هستش و جوجشم معمولن بزرگتر از سایر جوجه ها هست. بعدش تخم اردک و بعدشم که تخم مرغ هست. در ضمن این حیوونات واقعن نازن، درست. اما فراموش نکنید بزرگ کردنشون واقعن دردسر داره و سخت و طاقت فرساست. اگر شما بدونید روزانه چه قدر هزینه روی دست آدم می گذارند همین جقله ها دیگه انقدر لوثشون نمی کردین!! جدا از هزینه، غذا دادن و مراقبت کردنشون هم کلی دردسر داره. همین دیروز بود که 5 ساعت وقت گذاشتم که فقط یه خونه واسشون درست کنم! دوران کودکی این جوجه ها درست عین دوران کودکی شما سرشار از بازیگوشی و هیجان هست!!

در هر صورت امیدوارم از این پست باغچه ی کوچک من راضی شده باشید.

میوه ای به نام آلوچه!

Thursday, May 8th, 2008

مسلمن باغ کوچک من کسانی که هر از چند گاهی بهش سر میزننو بی نصیب نمیذاره و هر چند وقت، یه حالی بهشون میده! امروز بناست در مورد میوه ای باهم به گپ و گفت بشینیم که خیلی خیلی خوشمزست! میوه ای به اسم آلوچه!

اول از همه باید تکلیفمونو با اسم این میوه روشن کنیم. بعضی از مردم این میوه رو به اسم جعلی گوجه سبز خطاب می کنن! در جلسه ای که چند مدت پیش با خود این میوه داشتم بسیار گله می کرد از اینکه یه عده به اسم دیگه ای صداش می زنن و ازم خواست تا اونجا که از دستم بر میاد برای جلوگیری از گسترش این اسم جعلی تلاش کنم! خداییش اگه خودمون منطقی هم نگاه کنیم میبینیم اسم گوجه سبز خیلی بی مصما هستش. به گوجه ای که نرسیده هم باشه میشه گفت گوجه سبز! آخه گوجه ی نرسیده کجا و این میوه ی خوشمزه کجا؟ تازه مگه غیر اینه که خوردن این میوه باعث میشه دهنتون یه جوری بشه و به ملچ ملوچ بیفته؟! حالا شما صد بار با غلظت و بی غلظت بگین گوجه سبز! آیا این حس بهتون منتقل میشه؟! ولی به جاش یه بار بگین آلوچچچه! اوف، چه حالی میده! دهن آدم آب میفته!

این میوه ی خوشمزه رو مثل اکثر میوه های دیگه میشه به 2 طریق کاشت. اگه شما هسته ی یه آلوچه ی رسیده رو بکارین، می تونین چند سال بعد صاحب یه درخت آلوچه بشین. اگرم یه شاخه ی جوون از یه درخت رو قطع کنین و در یه جای مرطوب بکارین بازم صاحاب یه درخت دیگه میشین! اما خب مسلمن روش دوم بهتر هستش. اگر از روش اول استفاده کنید صاحب یه درختی میشین که میوه هاش ریز هستند. درست مثل پرتقال. اگر درخت پرتقال رو پیوند بزنین صاحب یه درخت خوب میشین.  اما اگه با تخمش بخواین یه درخت بکارین صاحب درختی میشین که ماها بهش میگیم پرتقال تخمی!! آخه پر از تخم خواهد بود میوش! تصویری هم که میبینین مربوط میشه به چند تا شاخه ی آلوچه که خودم 2 سال پیش کاشتم. و سال بعد اگه خدا بخواد قراره انتقالشون بدم به جای اصلی.

حتا شما پایتخت نشین عزیز! فکر نکنم کار سختی باشه کاشتن یکی از این درختا تو حیاط آپارتمان و یا خونتون. اگر نمی دونین باید بگم تمام حس و لذت این میوه در اینه که بری زیر درختش و همون جا بچینی و بخوریش! البته برای من حسش در اینه که برم بالای درختش و بچینمو بخورم!! متاسفانه تمام آلوچه ها رو من خوردم و تو این عکسا نمی تونین زیاد الوچه ببینین!

عکس زیر هم حسن ختامی برای این پست که از حیاط خونمون گرفتم. اگرم میبینین قطره های آب رو برگای گل نشستن به خاطر بارونه. خیلی قشنگ میشه حیاط و باغ تو هوای بارونی.