آرشیو در 'درخت' دسته بندی


میوه ای به نام آلوچه!

Thursday, May 8th, 2008

مسلمن باغ کوچک من کسانی که هر از چند گاهی بهش سر میزننو بی نصیب نمیذاره و هر چند وقت، یه حالی بهشون میده! امروز بناست در مورد میوه ای باهم به گپ و گفت بشینیم که خیلی خیلی خوشمزست! میوه ای به اسم آلوچه!

اول از همه باید تکلیفمونو با اسم این میوه روشن کنیم. بعضی از مردم این میوه رو به اسم جعلی گوجه سبز خطاب می کنن! در جلسه ای که چند مدت پیش با خود این میوه داشتم بسیار گله می کرد از اینکه یه عده به اسم دیگه ای صداش می زنن و ازم خواست تا اونجا که از دستم بر میاد برای جلوگیری از گسترش این اسم جعلی تلاش کنم! خداییش اگه خودمون منطقی هم نگاه کنیم میبینیم اسم گوجه سبز خیلی بی مصما هستش. به گوجه ای که نرسیده هم باشه میشه گفت گوجه سبز! آخه گوجه ی نرسیده کجا و این میوه ی خوشمزه کجا؟ تازه مگه غیر اینه که خوردن این میوه باعث میشه دهنتون یه جوری بشه و به ملچ ملوچ بیفته؟! حالا شما صد بار با غلظت و بی غلظت بگین گوجه سبز! آیا این حس بهتون منتقل میشه؟! ولی به جاش یه بار بگین آلوچچچه! اوف، چه حالی میده! دهن آدم آب میفته!

این میوه ی خوشمزه رو مثل اکثر میوه های دیگه میشه به 2 طریق کاشت. اگه شما هسته ی یه آلوچه ی رسیده رو بکارین، می تونین چند سال بعد صاحب یه درخت آلوچه بشین. اگرم یه شاخه ی جوون از یه درخت رو قطع کنین و در یه جای مرطوب بکارین بازم صاحاب یه درخت دیگه میشین! اما خب مسلمن روش دوم بهتر هستش. اگر از روش اول استفاده کنید صاحب یه درختی میشین که میوه هاش ریز هستند. درست مثل پرتقال. اگر درخت پرتقال رو پیوند بزنین صاحب یه درخت خوب میشین.  اما اگه با تخمش بخواین یه درخت بکارین صاحب درختی میشین که ماها بهش میگیم پرتقال تخمی!! آخه پر از تخم خواهد بود میوش! تصویری هم که میبینین مربوط میشه به چند تا شاخه ی آلوچه که خودم 2 سال پیش کاشتم. و سال بعد اگه خدا بخواد قراره انتقالشون بدم به جای اصلی.

حتا شما پایتخت نشین عزیز! فکر نکنم کار سختی باشه کاشتن یکی از این درختا تو حیاط آپارتمان و یا خونتون. اگر نمی دونین باید بگم تمام حس و لذت این میوه در اینه که بری زیر درختش و همون جا بچینی و بخوریش! البته برای من حسش در اینه که برم بالای درختش و بچینمو بخورم!! متاسفانه تمام آلوچه ها رو من خوردم و تو این عکسا نمی تونین زیاد الوچه ببینین!

عکس زیر هم حسن ختامی برای این پست که از حیاط خونمون گرفتم. اگرم میبینین قطره های آب رو برگای گل نشستن به خاطر بارونه. خیلی قشنگ میشه حیاط و باغ تو هوای بارونی.

پرورش درخت در مناطق کویری

Friday, April 25th, 2008

دوستان سلام. چند سوال اساسی داشتم که امیدوارم هر چه زودتر بهم جواب بدین.

مناطق کویری همان طور که همه می دونین خاک بسیار فقیری دارد. بهترین راه کار برای حل این مشکل چیه؟ میشه خاک منطقه رو گودبرداری کرد تا حدی، و به جاش خاک منطقه ی دیگه رو جایگزین کرد؟ اگه آره و میشه تا چند سال این خاک قابل استفاده است؟ و یا اینکه راه کار دیگه ای مثل استفاده از کود های شیمیایی و غیره هم وجود داره که بشه با استفاده از اونا یک خاک غنی تولید کرد؟

دومین سوال اینه که آب مناطق کویری معمولن حاوی مقدار زیادی نمک هستش. آیا این نمک ها برای درختان مضرر هستند و آیا راه کاری برای حل این مشکل وجود داره که نمک موجود در آّب به گیاه صدمه نزنه؟؟

و آخرین و مهمترین سوال اینکه چه درختان و گیاهانی بیشتر به در این منطقه می خورن؟؟ درختان نخل و اکالیپتوس رو بیخیال بشین. دیدم درختان کاج هم رشد خوبی در این مناطق می کنن. چه نوع کاجی و آیا درختان قدرتمند دیگری هم هستند که بتونن تو این مناطق دووم بیارن؟؟؟ علف و سبزی چه طور؟ از چه نوعی؟

ممنونم.

درختان کاج

Wednesday, March 19th, 2008

واسم همیشه جای سوال بوده که چرا مثلا بقلمون گرونه و یا مردم گوشت مرغ آبی(اردک و غاز خودمون) رو بیشتر دوست دارن؟ شاید به این دلیل باشه که دسترسی به این نوع گوشت ها خیلی کمتره و طبیعتا چون کمتر مورد مصرف قرار میگیره طرفداران بیشتری هم داره. اما به واقع گوشت مرغ ماشینی خیلی خوشمزه تر از گوشت بقلمون و یا غازه. باور کنید!

من از بچگی تو کار کاشت درخت بودم اما اینکه به طور حرفه ای و در یک محیط وسیع و به صورت ردیفی درخت بکارم،کارمو از 2 سال پیش شروع شد! دو تا عکس زیر هم مربوط به اولین تجربه ی من در درخت کاری حرفه ای هست!

کاج کاج

در این محوطه که درختا کاشته شده، بقلمون پرورش میدیم. اینکه میگم پرورش میدیم این طور فکر نکنین که به طور انبوه و برای فروش! مثلا در حد 15 تا 20 تا و اونم واسه مهمونی های مهم، که ماشاالله کم هم نیستن در طول سال! چند سال قبل که درختای این محوطه قطع شد نمای زشت و لختی پیدا کرد. این بود که اسفند دو سال پیش چند درخت کاج در این قسمت کاشتم. خدا رو شکر خیلی خوب رشد کردن و واسه خودشون مردی شدن! در مورد درختای کاج و سرور هم اگه خدا بخواد مفصلا مطلب مینویسن. درختای محبوب من هستن!

چند روز پیش یه سری بهشون زدم و چند تایی رو که حس کردم دارن کج رشد می کنن، با طناب بستم تا دچار ناهنجاری نشن! سنگ هایی که دور درختا میبینین به خاطر وجود حیوونات زشتی به نام بقلمون هست! یه مدت دیدیم بقلمون ها میرن پایه این زبون بسته ها و ریشه ی درختا رو نوک میزننو می خورن! این بود که این سنگ ها رو گذاشتیم تا درختا از بین نرن. کثیف کاری محیط هم زیر سر بقلمون! کلن حیوونات نافرمی هستن!