آرشیو در 'سیفی' دسته بندی


سبز متالیک!

Wednesday, March 26th, 2008

امروز داشتم به باغچه آب می دادم که چشمم به یک عدد سبزی افتاد که دارای رنگ زیبای سبز متالیک بود! این بود که خوراک این پست هم جور شد !

احتمالا همتون با اسم چغندر قند آشنا هستید. بنده هم با این اسم آشنا هستم! البته غیر از یک بار که چند عدد از اون رو یکی بهم داد دیگه موفق به ملاقاتش نشدم! اما خب این پست مربوط به نوعی دیگر از چغندر است که جز دسته ی سبزیجات است! چغندر به زبان مازندرانی چنگل(Changel) نامیده میشه.

چغندر

 

همان طور که میبینین(عکس رو بزرگ کنید تا قشنگ ببینید!) دوران کودکی این سبزی شباهت زیادی به دوران بزرگسالی ترتیزک(شاهی، شاهین) داره! یکی از دلایل علاقه ی من به این چغندر هم شاید همین باشه که شبیه ترتیزکه. آخه من از ترتیزک خیلی خوشم میاد و در واقع سبزی محبوب منه.

چغندر خوشبختانه در یه قسمت از باغمون بزرگ شده ی این سبزی هم وجود داشت که من ازش عکس گرفتم تا شما بیشتر با این سبزی آشنا بشین! رنگ سبزِ براق، زیبایی جالبی به این سبزی داده. از این سبزی بیشتر برای خوراک دام استفاده میشه و البته باهاش غذاهای محلی مثل چنگل ِ قی! هم درست می کنن که بنده تا الان موفق به خوردنشون نشدم! ما هم این سبزی رو برای تهیه قسمتی از خوراک حیوانات بی شمار موجود در باغ پرورش میدیم!

چغندراین سبزی به مانند سایر دوستانش نیاز به آب فراوون داره. معمولن تو خونه ی همه ماها باغچه وجود داره. می خواستم بگم آب دادن باغچه جز فرایند ها خیلی مهم در پرورش سبزیجات هست! فکر نکنین با یک ربع میشه یه باغچه ی هر چند کوچیک رو آب داد. من تو خونه یک تیکه از باغچه رو جدا کردم که هر روز خودم بهش آب میدم. همین مقدار باغچه راحت 2 ساعت از وقت منو میگیره! پس، از آب دادن به راحتی عبور نکنین! امیدوارم از آشنایی با این سبزی خوشحال شده باشید!

پ ن: مدتی میشه که دارم غصه ی آلوچه ها رو می خورم. آخه 10 روز دیگه باید برم یزد و تا اون موقع بزرگ نمیشن! بعد از سال های سال، امسال اولین سالیه که در این برهه از زمان خونه نیستم! یادش بخیر. با اینکه کلی درخت آلوچه داشتیم تو خونه اما حتمن باید میرفتیم آلوچه دزدی با بچه ها! دوستانی که تو این کار هستن می دونن لذتی که در میوه ی دزد هست در هیچ نوع میوه ی دیگه ای نیست! یادش بخیر!

تربچه

Tuesday, March 25th, 2008

پست های قبلی به خاطر رسیدن فصل بهار بیشتر جنبه ی پرداختن به زیبایی طبیعت رو داشتن. اما در این پست می خوام در مورد یه سبزی خوشگل و خوشمزه به اسم تربچه بنویسم!

تربچه رو هم مثل اکثر سبزیجات دیگه میشه در هر فصلی کاشت. اما خب فصل بهار و پاییز بهترین زمان برای کاشتن است. اگه کسی بخواد تابستون هم بکاره باید خیلی بهش آب بده که داخل تربچه خشک و ترگ گرفته نشه. فصل زمستونم که بزرگترین مشکلش سرمای هواست که باعث میشه  آب سبزی خشک بگیریه و خراب بشه.

بچگی های تربچه

این عکس مربوط به دوران کودکی این سبزی هست! اصولا تا وقتی که بزرگ نشدن برگ های خوشگل و با مزه ای دارن. درست مثل جوجه بقلمون که بچگیش خوشگله. اما کافیه دو ماه از تخم در اومدنش بگذره! نمیشه نگاش کرد!

برگ تربچه

البته همان طور که در عکس سمت چپ میبینین اگه خوب به این سبزی رسیده بشه و هر روز بهش آب بدیم دارای برگ های خیلی تازه ای میشه و میشه راحت به عنوان یه سبزی در کنار سایر سبزی ها از برگش استفاده کرد. البته در هر صورت وقتی یک ماه الی دو ماه از کاشت این سبزی بگذره و مصرف نشه، خواه ناخواه برگاش زمخت و کرک دار میشن. اون کسایی که کارشون سیفی کاری هست معمولا هر بیست روز یک بار، یه سری تربچه ی جدید می کارن که برای فروش همیشه داشته باشن. اما خب کسایی مثل ما که فقط برای مصرف خودشون می کارن مهم نیست چند وقت چند وقت بکارن. مهم اینه که هر طوری شده بتونن تو اکثر روز های سال این سبزیو رو سفرشون داشته باشن!

تربچه در سن بزرگسالی

تو این عکس می تونین یه تربچه ی نقلی و خوشگل رو وقتی هنوز زیر خاک هست تماشا کنین! مشخص هست که اگه زمین همیشه رطوبت داشته باشه هم تربچه خوشگل و خوشمزه و پر آب میشه و هم برگاش خیلی تازه میمونن. البته موارد دیگه مثل جنس تخم، جنس خاک زمین و … هم دخالت دارن تو خوب شدن یه سبزی اما خب اینا دیگه خیلی سوسول بازیه! تو بگیر تخم رو بکار و هر روز بهش آب بده مطمئن باش بد در نمیاد!

من سعی می کنم خیلی راحت بنویسم و به بعد علمی (نحوه ی کاشت علمی محصولات یا اینکه دارای چه خواص درمانی هستن!) قضیه نگاه نکنم. همون چیزایی رو مینویسم که اکثر مردم تو شمال همون کارا رو می کنن. البته من خودم به مهندسی کشاورزی خیلی اعتقاد دارم اما خب در حال حاضر همین جوری باغداری میشه!