مدت زیادی میشه که اینجا به روز نمیشه. راستش عکس ها همیشه آماده بود اما حوصله ی تغییر اندازه دادنو این کارا رو نداشتم. اما امروز اومدم، دست پر هم اومدم. بیست و خورده ای تا عکس که البته مربوط به بهار تا تابستون میشن. حیفم اومد نذارم. حالشو میبریم!
فکر کنم تو پست قبلی گفتم امسال کلی گوجه خود به خود در اومدن. راستش از بس املت خوردم با این گوجه های ریز، که آخرا از هر چی گوجه بود حالم بد میشد!
تو این عکس ها هم، دورانی که هنوز بچه هستنو میبینین و هم دورانی که واسه خودشون آقا شدن! حالا شایدم خانم شدن! اینا که آقا خانم سرشون نمیشه! قیافه های با نمکی دارن از حق نگذریم! کوچولو موچولو! توپل!! دل آدمو میبرن!
خداییش گوجه های خوشمزه ای هستن. فکرشو بکن همین جوری بندازیشون تو روغن، بعدش توش تخم مرغ بزنیو حالشو ببری!

ماشاالله تا چند مدت پیش همین جوری میوه میدادن!! آخر سر مجبور شدیم نابودشون کنیم. بیخیال نمیشدن!
این عکس هم مربوط به گوجه از نوع بزرگش میشه! همونی که تو بازار موجود هستش و بعضی وقتا قیمتش سر به فلک می کشه! لامصب وقتایی که گرونه رشد نمی کنن!! 
البته گوجه کوچولو ها پر رو تر هستن و کمتر خراب میشن! این گوجه ها زرتی توسط کرم ها خورده میشن! نسبت به نوع کوچولو هم بدمزه تر هستن! در واقع کوچولو ها خوشمره ترن!!
خب دیگه زیاد وارد مبحث گوجه شدیم! اطلاعاتتون خیلی زیاد میشه! یه خوردم از بقیه خوردنی ها صحبت کنیم. این میوه که به درخت آویزونه اسمش گردو می باشه!
همونی که خیلی گرونه و باهاش غذاهای خوشمزه و گرونی مثل فسنجون هم درست می کنن! البته تو شمال از بس بارون میاد این گردو ها می پوسن رو همون درخت! لااقل گردوهای ما که این جوری هستن. اما با این حال میشه خوردشون و الحق هم خوشمزه هستن. فقط همان طور که تو شکل میبینین یه مشکل دارن و اونم اینه که قیافه ندارن!! 
این گردو ها روزی مثل عکس بالا، تن درخت بودن! اما خب الان رو زمین هستن. قیافشون اگه میبینین زیاد جالب نیست به این خاطره که امسال یه اشتباهی کردیم و زود از درخت کندیمشون. بعد کندن هم نذاشتیم خوب خشک بشن و نهایتن به این روز و حال افتادن!!
این
عکس ها هم مربوط به پرتقال میشن. البته این عکسو چند ماه قبل گرفتم. همینایی که تو این عکس کوچولو موچولو هستن الان اندازه ی کله ی من گنده شدن!نوع این پرتقال هم تامسون است که از قضا تو بازار زیاد طرفدار داره. اما واقعیت اینه که بدترین نوع پرتقاله! با کوچترین تغییر دما پوستش ترک بر میداره. هوا یه خورده سرد تر بشه کلن درختش خشک میشه! اما خب چون اندازه ی بزرگی داره طرفدار هم زیاد داره!
ضمن اینکه آدم یه خوردشو بخوره نفخ می کنه!! نوع های دیگه هم مثل بیروتی و واشنگتونی تو باغمون موجوده. واشنگتونی ها رو اگه پوست بکنی توشون کلی بچه مچه وجود داره!! خوشمزه ترین نوعش از نظر من بیروتی است که هم کوچیکه و هم آبدار و هم شیرین و هم ترش!!
چند روزه که خونه تنهام. امروز دیگه گفتم یه خورده هم تفریح سالم کنم و برم تو باغ سبزی خوردن بچینم!
هر چی دنبال این سبزی گشتم پیدا نکردم! نعنا ! یک سبزی خوش طعم و بسیار خوشمزه. در حد شاهی دوسش دارم! البته کاربرد های دیگم داره. یه چیزی تو مایه های اوجی! هر دوی اینا جز سبزی های معطر هستن و معمولن خشکشون میکنن و تو غذاها میریزن. البته کاربرد عمدشون در درست کردن ماست دلال زدست! اگه شمالی نیستین زیاد به مغزتون فشار نیارین، چون نمیدونین ماست دلال زده چیه!! فقط بدونین محشره!
فلفل! در تصویر روبه رو عکسشو مشاهده می کنین! امسال کلی فلفل کاشتیم. هر چی گفتم آقا نکار، آخه می خوایم چی کار کنیم؟! قبول نکردن که نکردن. گفتن میدیم به اینو اون! دم خدا گرم که حالشو گرفت اساسی. چون همه ی فلفلا تند در اومدن!! حتا یک بوته هم درست و حسابی شیرین نشد!
تو این عکسا همشون سبز هستن. الان اکثرن قرمز شدن! میشه بعد از قرمز شدن خشکشون کرد و بعد پودرش کنی و به عنوان فلفل تو غذاها ازش استفاده کنی. اصولن برکت های خدا هیچ وقت بی استفاده نمی مونن. الحمد الله رب العالمین. من که پیازو بیشتر از فلفل دوست دارم در هر صورت!
به به! اینم میوه ی بهشتی محبوب من! این درخت از یک درخت دیگه به وجود اومد که اون درختو پدربزرگ خدا بیامرزم کاشته بود!!
فکر کنم جنس انارش، انار بهشهر باشه. فوق العاده هستش بین انواع انار ها. تو این عکس کوچیکه هنوز. خواستم الان، یکی از میوه هاشو که کاملن رسیده، از وسط باز کنم و ازش عکس بگیرمو اینجا بذارم که گفتم شاید دل کسی بخواد اون وقت گناهش بیفته گردن من! یعنی میشه برم بهشت و بهترین نوع انار رو اونجا بخورم؟! واسه خاطر همین انار هم که شده باید برم بهشت!
تو تابستون فکر کنم بهترین میوه هندوانه ی خنک باشه!
این هندوانه ها مثل گوجه ها، امسال خودشون در اومدن. ماشالله یه رشدی هم کردن که نگو. البته زیاد شیرین نبودن. شاید زیادی بهشون آب دادیم. آخه به بر خلاف تصور عموم، هنداونه باید کم آبیاری بشه.
این عکسا رو وقتی گرفتم که تقریبن میوه ها رسیده بودن. واسه همینم رنگ برگاش انقدر زرد هستش. اوایلی که در اومده بودن کل محوطه رو گرفته بودن. رنگشونم سبز خوشرنگی بود خداییش!
فکر کنم
2 سال پیش بود که یه بوته ی سیب کاشتیم! امسال در کمال ناباوری یه بوته ی کوچولو، 4 تا سیب داد! اونم چسبیده به هم. هر چند یکیشون بیشتر نصیب من نشد اما با این حال سیبای خوشمزه ای بودن. بزرگم که شدن رنگشون زرد شد و از مدلای قرمزش نبودن! 
تو این عکس هم از نمای نزدیک می تونین هر 4 تا سیب رو ببینین و لذت ببرین! آخه یه شاخه ی زپرتی هم میوه میده؟! کار خدا رو میبینی تو رو خدا. خیلی بزرگی الله خوبم!
امسال از بهار تصمیم داشتم یه روز پنیر ببرم
تو باغ و بشینم با گوجه خیار بخورم! متاسفانه انقدر مشکل پیش اومد که نشد! خیار ها ی ما با خیار هایی که شماها تو بازار میخرین کمی فرق فوکوله! خیار های ما دراز تر و البته دارای پرز های خوشمزه ای هستن.
اگه عکس بالایی رو بزرگ کنین چیزای عجیبی خواهید دید!
عکس های بزرگی این خیار ها رو تو پست قبلی حتمن دیدید. البته مثل اینا به بوته متصل نبودن! خیار های خوشمزه ای هستن. نیاز به آب فراوون دارن. اصولن هیچ سبزی و میوه ای نیست که بدون آب دووم بیاره. واسه همینه که تابستونا معمولن این میوه ها در نمیان و یا سر سبز نیستن. چون اصولن آب کافی وجود نداره. الان با اینکه پاییزه اما همه جا سبزه شمال. علتشم بارون فراوونیه که به لطف خدا میباره و همه چیزو سیراب می کنه. کاش لایق این همه محبت خدا باشیم.
امیدوارم این پست جبران مدتی که نبودمو کرده باشه. چه خوبه همین الان خدا رو به خاطر تمام نعمت هایی (حالا از هر نوعی) که بهمون داده شکر کنیم.
خدایا شکرت





























